تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۰
کد خبر : 59804

تبلیغات؛ بازنده بزرگ گردشگری گیلان

تبلیغات؛ بازنده بزرگ گردشگری گیلان

فاطمه صدرا: من در طول سالها تصویر گیلان را در قاب دوربین‌ها، گرافیک‌ها و روایت‌ها ترسیم کرده یا تدوین کرده‌ام. اما هرچه بیشتردر تصویرها زیستم متوجه شدم چیزی در واقعیت، مرده است: گیلان ، با همه ظرفیتهایش، همچنان اسیر نسخه‌های نخ‌نما و نگاه‌های دیروزی در حوزه گردشگری و توسعه آن است. تبلیغات گردشگری در گیلان،

فاطمه صدرا:

من در طول سالها تصویر گیلان را در قاب دوربین‌ها، گرافیک‌ها و روایت‌ها ترسیم کرده یا تدوین کرده‌ام. اما هرچه بیشتردر تصویرها زیستم متوجه شدم چیزی در واقعیت، مرده است: گیلان ، با همه ظرفیتهایش، همچنان اسیر نسخه‌های نخ‌نما و نگاه‌های دیروزی در حوزه گردشگری و توسعه آن است.

تبلیغات گردشگری در گیلان، سال‌هاست که در باتلاقی از تکرار و بی‌هویتی گرفتار شده است. مدیران منطقه‌ای، همچنان بر طبلِ کلیشه‌های قدیمی می‌کوبند: جنگل، دریا، خوراک. بدون مخاطب هدف و بدون شناخت از ابزارهای جهانیِ تبلیغاتِ تجربه‌محور.
ساختار تبلیغات گردشگری در گیلان، نه تنها قدیمی و ناکارآمد است، بلکه در بسیاری از موارد به یک بستر پرخرج و بی‌ثمر تبدیل شده است.
در جهانی که نقشه‌های تعاملی، ریل‌های ویدیویی، و سفرهای دیجیتال با هوش مصنوعی توانسته‌اند توسعه گردشگری در مناطق گمنام را متحول کنند، گیلان هنوز درگیر بروشورهای چاپی و بنرهایی‌ست که با ماژیک طراحی شده‌اند. با چنین ساختاری ما در حال از دست دادن نه فقط مخاطب، بلکه اعتماد به برند مقصد گردشگری گیلان هستیم.

« نارسایی ساختاری در مدیریت تبلیغات گردشگری گیلان »

تصمیم‌گیرندگان حوزه گردشگری، شناخت درستی از رسانه، روایت‌سازی و بازار ندارند و در نتیجه ی فقدان نگاه راهبردی، عدم استفاده از نیروهای متخصص و ظرفیت‌های محلی ، بی‌توجهی به فناوری‌های نوین، دستاوردی جز نمایش‌های بی‌اثر، کمپین‌های کم‌جان، و برندینگ‌هایی که تنها روی کاغذ معنا دارند ارائه نمی کنند و اینگونه است که گیلان در میدان رقابت گردشگری، عقب مانده است.

در صنعت امروز، فروش مقصد، فقط به نمایش طبیعت محدود نمی‌شود؛ بلکه باید یک “روایت قابل زندگی” خلق کرد. خلاقیت، روایت و هدف فراموش شده اند. در بسیاری از مناطق دنیا، برندهای محلی، با همین ابزارها جهانی شده‌اند؛ فقدان داشبوردهای تحلیلی گردشگری، کمپین‌های دیجیتال تعاملی، و بازاریابی لایه‌ای بر اساس پرسونای گردشگر، یک فاجعه تبلیغاتی است.

پروژه‌ها و تبلیغات پرهزینه‌ای که عمدتاً به صورت پیمانکاری‌های بی‌برنامه اجرا می‌شوند، نه تنها آورده اقتصادی مشخصی نداشته‌اند، بلکه فرصت‌های زیادی را نیز سوزانده‌اند. آیا وقت آن نرسیده که بپذیریم تبلیغات، صرفاً یک «معرفی» ساده نیست؟

« الگویی تازه در تبلیغات گردشگری »

الگوی پیشنهادی برای تبلیغات گردشگری گیلان، عبور از نمونه‌های مصرف‌گرایانه، تکراری و طبیعت‌محورِ صرف است. در این رویکرد جدید، گیلان نه فقط به‌عنوان مقصد، بلکه به‌مثابه “تجربه‌ای انسانی، فرهنگی، و چندلایه” معرفی می‌شود؛ الگویی که مخاطب امروز را با پیوندهای عمیق‌تری درگیر می‌کند. تبلیغات نوین گردشگری باید از «معرفی» فاصله گرفته و وارد فاز «مفهوم‌سازی» شود.

چگونه؟ با ساخت روایت‌های خاص برای هر منطقه، بهره‌گیری از داستان‌گویی چندرسانه‌ای، بازتعریف پرسونای مخاطب با هوش مصنوعی، استفاده از میکرواینفلوئنسرهای محلی، خلق کمپین‌های مشارکتی، و ارائه تجربه‌ای تعاملی و به‌یادماندنی که فراتر از عکس‌برداری هوایی در یک لوکیشن باشد. این الگو، محصول پیوند هنر، تکنولوژی، تحلیل داده و نگاه انسانی‌ست.؛ الگویی که می‌تواند مسیر توسعه واقعی گردشگری گیلان را رقم بزند.

پیشنهاد من، راه‌اندازی واحدهای تحقیق و توسعه (R&D) در کنار تیم‌های تبلیغاتی‌ست؛ جایی که تولید محتوا بر اساس مطالعه دقیق پرسونای گردشگر، ترندهای بین‌المللی، و ویژگی‌های فرهنگی-جغرافیایی گیلان انجام شود.

و من باور دارم گیلان ، یک پوستر سالخورده بر دیوارهای یک شهر بیخوصله نیست بلکه با توجه به هویت خلاقانه اش، می‌تواند با یک نقشه تاره از جنس فکر، داده و هویت، دوباره در چشم‌ها بدرخشد.

فاطمه صدرا | طراح محتوای استراتژیک

برچسب ها :

ناموجود