شاهکار علوم پزشکی گیلان برای پیرترین استان ایران؛
افتتاح کلینیک سالمندان با ۲ ساعت خدمت در هفته!

در روزهای گذشته، خبر افتتاح کلینیک تخصصی سالمندان در مرکز درمانی شهدای سلامت رشت، با حضور ریاست دانشگاه علوم پزشکی گیلان، در رسانههای استان بازتاب یافت. این اقدام، در نگاه نخست گامی رو به جلو برای پاسخ به نیاز جمعیت رو به رشد سالمند در گیلان معرفی شد؛ اما نگاهی دقیقتر به جزییات اجرایی
در روزهای گذشته، خبر افتتاح کلینیک تخصصی سالمندان در مرکز درمانی شهدای سلامت رشت، با حضور ریاست دانشگاه علوم پزشکی گیلان، در رسانههای استان بازتاب یافت. این اقدام، در نگاه نخست گامی رو به جلو برای پاسخ به نیاز جمعیت رو به رشد سالمند در گیلان معرفی شد؛ اما نگاهی دقیقتر به جزییات اجرایی این طرح، تصویری کاملاً متفاوت و نگرانکننده را آشکار میسازد. به نظر میرسد به جای تأسیس یک ساختار درمانی پایدار، شاهد برپایی یک «گلخانه اداری» دیگر هستیم؛ فضایی نمایشی که محصول آن بیشتر به درد تکمیل پروندههای عملکردی میخورد تا درمان واقعی دردهای سالمندان استان.
تناقض اصلی زمانی آشکار میشود که وعده ارائه خدمات تخصصی برای یکی از پیرترین استانهای کشور، در قالب برنامهای تنها دو ساعته در هفته خلاصه میگردد. با جمعیتی در حدود نیم میلیون سالمند در گیلان، این ظرفیت ناچیز حتی برای ویزیت اولیه بخش کوچکی از متقاضیان نیز کافی نیست. در این فاصله عظیم بین شعار و عمل، این پرسش جدی مطرح می شود که آیا فلسفه وجودی این مرکز، خدمترسانی است یا صرفاً ایجاد آماری برای گزارشهای فصلی و عکسهای یادگاری در مراسم افتتاح؛ آیا این اقدام، به دغدغه های سالمندان گیلان در حوزه درمان پاسخ خواهد بود؟
ابهام هنگامی عمیقتر میشود که مشاهده میکنیم هیچ توضیح روشنی درباره نحوه ارتباط ارگانیک این کلینیک با شبکه گسترده سلامت استان ارائه نشده است. مشخص نیست که بیمار پس از دریافت تشخیص در این بازه زمانی محدود، برای خدمات تکمیلی و ضروری مانند فیزیوتراپی، کاردرمانی یا مشاوره تغذیه تخصصی باید به کجا و چگونه هدایت شود. آیا سازوکار روشنی برای ارجاع به این سطوح حیاتی مراقبت طراحی شده است یا مسیر بیماران در همان نقطه آغازین و به دلیل محدودیت ساعات کار و عدم پیوند با بدنه خدمات، ناتمام رها میشود.
غیبت خدمات توانبخشی در تصویری که از این کلینیک ترسیم شده، حلقه گمشده دیگری است که نشان از نگاهی ناقص و احتمالاً منسوخ به مقوله سالمندی دارد. تأثیر کاردرمانی و فیزیوتراپی در حفظ استقلال فردی، پیشگیری از ناتوانی و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان، بر کسی پوشیده نیست. بیاعتنایی به این رکن اساسی، حکایت از آن دارد که شاید این طرح بیشتر بر جنبههای صوری و دارویی درمان متمرکز است، نه بر مداخلاتی که واقعاً میتواند سالهای طلایی زندگی این قشر را از زمینگیری و وابستگی نجات دهد.
در نهایت، این رویداد بیش از هر چیز یادآور رویهای نادرست در مدیریت بخش سلامت است که در آن نیازهای بزرگ و واقعی، به پروژههای کوچک و نمایشی تقلیل مییابند. جامعه سالمند گیلان که سرمایههای تجربه و خرد این دیار هستند، سزاوار بیش از یک وعده دو ساعته در هفته هستند. آنچه لازم است، نه یک گلخانه اداری ظریف، که یک برنامه عملیاتی گسترده، شفاف و دارای بودجهریزی واقعبینانه است؛ برنامهای که دسترسی عادلانه، ارائه خدمات پیوسته و ایجاد شبکه یکپارچه ارجاع را تضمین کند.
قطعاً تا زمانی که پاسخ قانعکنندهای به این مطالبه داده نشود و این اقدام از حالت نمایشی خارج نگردد، هر افتتاح و خبری در این حوزه، تنها بر طبل توخالی شعارزدهای میکوبد که پژواک آن به گوش هیچ سالمند نیازمندی نمیرسد.




