تاریخ انتشار : سه‌شنبه 18 فروردین 1405 - 2:34
کد خبر : 87210

چله‌نشینی دوباره در خیابان‌ها؛ رشت همچنان پای ثابت این روزهاست

چله‌نشینی دوباره در خیابان‌ها؛ رشت همچنان پای ثابت این روزهاست

[ad_1] خبرگزاری مهر، گروه استان ها- کوثر اشرافی: از بهار آزادی باید نوشت. حدود ۴۸ سال پیش، حوالی زمستان بود که مردم هر شب به خیابان‌ها می‌آمدند. در رشت، سبزه میدان و خیابان فردوسی پر بود از مردمی که بعد از سال‌ها تحمل ظلم، دیگر تاب دیدن شاه را نداشتند. چند روزی بود که پنج

[ad_1]

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- کوثر اشرافی: از بهار آزادی باید نوشت. حدود ۴۸ سال پیش، حوالی زمستان بود که مردم هر شب به خیابان‌ها می‌آمدند. در رشت، سبزه میدان و خیابان فردوسی پر بود از مردمی که بعد از سال‌ها تحمل ظلم، دیگر تاب دیدن شاه را نداشتند.

چند روزی بود که پنج هواپیما برای فرار محمدرضا شاه آماده شده بود. محاصره‌ها با طنین «الله‌اکبر» شکسته شده بود. مردم رشت هم مثل سایر نقاط ایران شب و روز نمی‌شناختند؛ چون امام در راه بود.

بالگردهای رژیم پهلوی بر فراز سر ملت می‌چرخیدند تا مردم از ترس به خانه برگردند، اما این جماعت خمینی به خانه برنمی‌گشتند. هر روز و هر شب با غسل شهادت آماده رفتن بودند.

با اعلام صدایی از رادیو که «شاه فرار کرد»، همه به خیابان‌ها هجوم بردند. در رشت، مردم از چهارراه گلسار تا پل عراقی ها ریختند. مردم با حجاب و بی‌حجاب، شیعه و سنی، مسیحی و یهودی؛ صحنه‌هایی رقم خورد که هرگز قابل باور نبود، اما بالاخره اتفاق افتاد.

حالا دوباره سال ۵۷ را از درون کتاب‌های تاریخ معاصر به تماشا نشسته‌ایم، اما این بار با شعار «الله اکبر خامنه‌ای رهبر».

۴۸ سال بعد؛ خیابان‌های رشت دوباره چله‌نشین غم شده‌اند

چقدر این شب‌ها و روزها آشناست. این روزها سبزه میدان رشت، میدان شهرداری، بلوار دیلمان و خیابان تختی دوباره مملو از جمعیتی است که غم را با مشت گره کرده پاسخ می‌دهند.

ملت خمینی دوباره به خیابان‌ها آمده‌اند. اشک‌هایشان را بدرقه راه سربازانی می‌کنند که پای لانچرها ایستاده‌اند و چشم‌هایشان پر از حس انتقام است تا روز فتح.

هیچ‌کس نمی‌داند چقدر تا آن روز باقی مانده؛ یک روز، یک هفته، یک ماه… اما ردپای قدم‌هایی که نزدیک به چهل شب است بر سنگ‌فرش خیابان‌های این شهرها پیدا است، هنوز تازه است.

هر قدم، یک امضا

هر کدام از این قدم‌ها، امضای زنان و مردان و کودکان و جوانان سال ۵۷ است پای طومار عظیم خون‌خواهی رهبر. همان رهبری که روزی برایش شعار جان دادن می‌دادیم.

خاک، میهن، وطن، ملت، کشور… تمام این کلمات یک مفهوم مشترک دارد. گیلان و رشت همیشه در این مفهوم سهیم بوده‌اند؛ با ۵۸ شهید گیلانی در مسیر مقاومت.

غم از جنس عزا نیست، از جنس حماسه است

غم از دست دادن پدر، غم کمی نیست. اما به همه ما یاد داد که این غم از جنس عزا نیست و نخواهد بود. بلکه حماسی است و حماسه‌آفرین.

ملجاء ملت خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید، همین پرچمی است که برای حفظ آن مردان و زنانی سپر بلا شدند. تا روزی که بر در و دیوار این شهرها بنویسند: «در بهار آزادی، جای شهدا خالی.»

[ad_2]

منبع

برچسب ها :

ناموجود